اسلایدر
1398/5/27 يكشنبه
رمانی ملهم از فرهنگ مردم ایران
نشست نقد و بررسی رمان «نادرشاه و دختر کولی» نوشته علیرضا حسن‌زاده با حضور نویسنده اثر، بابک خلعتبری و حسین میرزایی در سرای اهل قلم برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری،حسین میرزایی استاد دانشگاه علامه در ابتدای این نشست با اشاره به ویژگی‌های این اثر اظهار کرد: این رمان به ما این نکته را گوشزد می‌کند که گویی همه وجود انسان واقعیت نیست،با این حال در جوامع مدرن هر وقت صحبت از رویا، الهام یا عرفان می‌شود با سدی مواجه می‌شویم که آن را پس می‌زند.
او افزود:به هر حال وجود انسان با خیال و رویا آمیختگی نزدیک داردونمونه آن، رمان «هری‌پاتر»‌ که به دلیل رویا و خیال‌پردازی به حدی از فروش رسید که غیرقابل درک بود،این کتاب قصه‌ای دارد که با رویا و خیال درهم آمیخته شده است و به همین دلیل مخاطب با هر سنی با آن ارتباط برقرار می‌کند.
وی تصریح کرد: چیزی که در کتاب نادرشاه و دختر کولی برجسته است، ‌ستایشگری عشق؛پدیده‌ای که بشر از قرن‌ها قبل و حتی پیش از تاریخ به دنبال آن بوده است و هیچ وقت نتوانسته آن را تعریف کند،یعنی فردی نمی‌تواند به فردی دیگر بگوید که اگر می‌خواهد عاشق شود چه کار انجام دهد.
میرزایی با اشاره به خیال‌پردازی داستان اظهار کرد: در این داستان ما متوجه می‌شویم که زندگی انسان‌ها آمیخته‌ای از واقعیت و خیال است؛ بنابراین خیلی وقت‌ها ما با خواب‌هایمان زندگی می‌کنیم و در واقع این رفت و آمد بین واقعیت و رویا بخشی از زندگی ماست. وی با بیان اینکهیکی دیگر از نکات جالب این کتاب، پدیده‌هایی مثل مرگ و ازدواج است که نویسنده با سرعت زیادی از کنار این اتفاقات می‌گذردگفت:من وقتی به قسمت ازدواج در داستان رسیدم، ابتدا شوکه شدم؛ اما بعد متوجه شدم که نویسنده با این اتفاق قصد دارد تا این نکته را گوشزد کند که این موارد جزو چرخه طبیعی زندگی است.
وی افزود: ما در این اثر شاهد تکامل فرد هستیم؛ همان چیزی که در زندگی تک‌تک افراد اتفاق می‌افتد و همه ما با گذر زمان باتجربه‌تر می‌شویم و پخته‌تر عمل می‌کنیم. این استاد دانشگاه گفت:ما در عرفان مراحل تحول انسانی را داریم که فرد با تلاش پله‌ها را طی می‌کند اما در این کتاب می‌خوانیم که تحول در طول عمر چند نسل اتفاق می‌افتد و این برای من جالب بود،این که چگونه نادرشاه عرصه جنگ و سپهسالاری تبدیل به نادرشاه میدان عشق و صلح می شود، این تکاملی است که در طول چند نسل رخ داده است.
این پژوهشگر در تشریح محور اصلی اثر گفت:‌ محور اصلی این داستان کولی است و نشان می‌دهد که یک انسان که اسیر زندگی زمینی است، چطور با موجوداتی که با او متفاوت هستند، ارتباط برقرار می‌کند.،در این داستان زندگی کولی‌وار به عنوان یک سبک زندگی مطرح می‌شود و نشان می‌دهد که این افراد در زمان «حال» زندگی می‌کنند.
وی ادامه داد: کولی‌ها در زندگی واقعی هیچ وقت تقدیر نشدند و شرایط سختی را تحمل کرده‌اند،زندگی مدرن هیچ وقت به ما اجازه نمی‌دهد تا در این سیستم زندگی کنیم قصد ندارم که بگویم کولی‌ها نمونه یک انسان کامل هستند؛ اما می‌توانم بگویم که آنها می‌توانند بخش گمشده انسان مدرن باشند.
میرزایی در بخش پایانی صحبت‌هایش اظهار کرد: این اثر در مدت 10 سال نوشته شده است و به نظر من کارهایی که در طول زمان نوشته می‌شوند جذاب هستندبه اعتقاد من نویسنده در همه این سال‌ها هر زمان که قصد داشته از دنیای واقعی فرار کند به نوشتن این اثر روی آورده است.
او گفت:این کتاب نثر روان و دلنشینی دارد و من در کمتر اثری دیدم که متن آن به این اندازه بی‌اشکال و سالم باشد.
در ادامه این جلسه بابک خلعتبری با اشاره به کتاب گفت:‌ این اثر یک رمان کاملا ایرانی وروایت همه جنبه‌های «زندگی» انسان از خیال رؤیا، خواب، هنر و بالاخره آن چیزی است که واقعیتش می‌نامیم؛ و واقعیت این است که رؤیا تعبیری ندارد که خود تعبیر آدمی است.
او ادامه داد: در حالی که فلسفه غرب فاقد این واسطه‌گری است و فقط از عقل مدد می‌گیرد،بی‌تردید، رؤیاهای هرکس با زندگی او و داشته‌ها و دانسته‌ها و خواسته‌ها و تجربه‌ها و به‌طور کلی با «زیست‌ْ جهان» او و با گذشته و آینده‌اش رابطه‌ای تنگاتنگ داردارتباطی که هم برای خود او و هم برای دیگران، مبهم، تیره و تارو ظاهراً به هم ریخته است.
او گفت:نویسنده این اثر، این هنر را داشتکه این ارتباط ظاهرا به هم ریخته را در قالب یک اثر هنری عرضه کند که نظم خود را از به منصّه ظهور رسیدن توانش‌های آدمی در رؤیا و خواب و بیداری و هنر می‌گیرد.
این مدرس دانشگاه شهید بهشتی و فوق دکتری ادبیات تطبیقی از دانشگاه مونترال در توضیح این اثر گفت:‌ این رمان، ادای احترام زیبایی به کولیان و دنیای خاص‌شان نیز هست که بسی گسترده‌تر، زیباتر و دوست‌داشتنی‌تر است؛ چراکه نویسنده به دلیل آزادی از قید و بندهای مادی، از طریق قوه خیال و واسطه هنر، چونان پرندگان به ظاهر سیاه‌رنگی که نورهای سپیدی از آنان می‌تابد، با سبکبالی به عالم مثال پرمی‌کشند و بدین‌گونه افق‌های نگاه خود را گسترش می‌دهند و مسائل خود را بهتر حل می‌کنند.
خلعتبری با اشاره به عنوان رمان اظهار کرد:‌ در عنوان این رمان ـ که به دلیل اشاراتی که به تاریخ ایران در آن می‌رود جای جای رنگ و بوی رمان تاریخی به خود می‌گیرد ـ نام نادرشاه به چشم می‌خورد. می‌گویند نام‌های بزرگ و اصیل مسئولیت سنگینی برای صاحبان آن نام‌ها دارند. اینجا اما، مسئولیت قهرمان داستان، که با وجود چندتن بودن، گویی یک ذات بیش نیست، مسئولیت سنگین و خطیر رهاشدن از آرزو در ساخت آزادی و بی‌قید و بندی‌ رؤیا، خیال، خواب و هنر است که مرزهایشان در تار و پود داستانی که با هنرمندی بسیار رشد و تکامل معنوی یک وجود واحد را دنبال می‌کند، از بین مهمترین آموزه کولیان، آزادی از ظاهر و مادیات و داشته‌هاست و ایمان به غیب از طریق خیال است.
این پژوهشگر با اشاره به زمینه اصلی اثر گفت: تم اصلی این کار پیشروی ذات واحد است که در کالبدها و جسدهای مختلف تبلور می‌کند؛ کالبدها و جسدهایی که هر کدام قسمتی از تاریخ ایران هستند. بسیاری از منتقدین یکی از نقاط مشترک فرهنگ شرقی و غربی را تقابل پدر و پسر می‌دانند.اما این نکته مشترک تفاوت‌هایی نیز دارد. در غرب برای استقلال پدرکشی داریم اما در فرهنگ ایرانی سابقه پسرکشی وجود دارد.
او ادامه داد: ما در این رمان به این نتیجه می‌رسیم که برای رسیدن به اهداف زمینی نیازمند جسم سالم هستیم اما برای رسیدن به اهداف روحی نیاز به دارایی‌های دنیوی نیست. داستان در این کتاب ادامه پیدا می‌کند تا به آزادی روح می‌رسد و اشاره خوبی به آزادی دارد. ما در این اثر متوجه می‌شویم که شرط عاشقی آزادی است. آن چیزی که به فرد اصالت می‌دهد، آزادی فکر کردن است. نویسنده در این رمان شادی را قبل از خوشبختی قرار می‌دهد؛ چراکه خوشبختی مفهومی است که انسان برای خودش فراهم کرده؛ اما شادی وجود دارد.
خلعتبری در توضیح اشاره‌های این اثر گفت:‌ ما در این رمان شناخت خوب نویسنده از رمان و آثار ادبی را نیز مشاهده می‌کنیم. ما با خواندن این کتاب یاد «سرخ و سیاه»،‌ «شازده کوچولو» و برخی آثار ژول ورن می‌افتیم. سمبل‌ها و نمادها نیز در این اثر بسیار زیاد است، نمادهایی مانند شاخ، افعی، باد، آتش و دریا در این اثر بارها استفاده شده است.
استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه شهید بهشتی در پایان اظهار کرد: من هنر و ادبیات را از هم جدا نمی‌دانم؛ چراکه در یک نقطه یعنی آفرینش به هم می‌رسند و به این شکل بین ادیب و هنرمند تفاوتی وجود ندارد.
علیرضاحسن‌زاده، نویسنده کتاب که آخرین سخنران این نشست بود گفت: اولین کتاب من «افسانه زندگان» بود که در مقدمه آن گفته‌ام که این اثر بازتاب صدای خاموش گروه‌های مختلف و به اصطلاح نمایندگان گروه های خاموش است ،آن کتاب نقدی است به تقابل فرهنگ رسمی با فرهنگ غیررسمی کتابی که در 27 سالگی نوشتم و در 31 سالگی منتشر شد.
وی ادامه داد: به نظر من کولی‌ها نیز از آن دسته افرادی هستند که صدای آنها به خوبی شنیده نشده است. کولی‌ها افرادی هستند که همیشه تحت فشار بوده‌اند و به نظرم پرداختن به آنها باعث می‌شود تا ما نگاه بهتری به آنها داشته باشیم و انسانی‌تر به قضیه نگاه کنیم. ما انسان شناسان ضد قوم مداری و ژنوساید هستیم.
این نویسنده با اشاره به ویژگی‌های اثرش اظهار کرد: این کتاب رمانی پلی‌فونیک است که از طریق آن صداهای مختلف شنیده می‌شود،من معتقدم ما به صلح نمی‌رسیم مگر عاشقانه به پیرامون و جهان اطراف خود نگاه کنیم. رمان در اینجا با ستایش تخیل همراه استو این برای پیشرفت گفتمان عشق و صلح به ما کمک می کند.
حسن‌زاده در پایان گفت: جامعه‌ای که تخیل ندارد، آینده را نیز از دست خواهد داد،این کتاب رابطه بین عشق و جنگ را نشان می‌دهد و می‌گوید که عشق بهترین راه برای صلح است،این رمان می‌گوید خیر قدرت آفرینش دارد؛ اما از اهریمن چیزی آفریده نمی‌شود.
به نظر من خوانش اثر از طریق تجربه نویسنده چندان برای خود مولف جالب نیست چون به روانکاوی مولف منجر می شود که می تواند سوء تفاهماتی را به وجود آورد. به این دلیل به نظر مولف نباید در این باره سخن بگوید. مثلا تصویر منبت موجود در این رمان که ترس کودک کولی را نشان می دهد می تواند نگاه آرمانی مولف به جهانی امن، همسو با ارزش های مادرانه و صلح باشد حال آن که در یک نگاه روانشناختی می تواند اضطراب جدایی را تداعی کند که این یک از منظر روان شناختی مورد تایید من نیست. وی میل به رابطه رمان با تجربه اش به عنوان یک انسان شناسی پرداخت.
در پایان جلسه حضار به بحث و گفت و گو پرداختند. سارا صدیق، تخیل را در این اثر به طور همزمان متاثر از فلسفهفرهنگ ظرق و غرب دانست. دکتر سیف الله خلعتبری دانشگاه شهید بهشتی سخن معروف نادر که خود را پسر شمشیر دانست در زوایای رمان قابل دسترسی دید. فریده مجیدی از تاثیرپذیری رمان در ساختارشکنی زمان از فیلم «دیگری» سوال کرد. دکتر مهرداد عربستانی استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران کارکرد مثبت رویا و خیال را در رمان با پرسش مواجه ساخت. در پاسخ دکتر خلعتبری، چیستی و ماهیت تخیل را در غرب و شرق متفاوت دانست و فلسفه شرق را در ارتباط عمیق تری با تخیل و رویا تلقی کرد.
حسن زاده، ساختار شکنی زمان را در اثر خود از منابع فلسفی چون داستان های این سینا و عطار و افسانه های گیلکی و کردی و نگاه فلسفی ترنر در مفاهیمی چون آستانگی و بینا آیینیت متاثر شمرد و نه آثاری چون دیگری. در پاسخ به مهرداد عربستانی در کارکرد مثبت تخیل نقد سرکوب تحلیل چون برخورد کسروی با شعر حافظ به نمادهای موجود در آثار رابله با تفسیر باختین که نقادانه و رهایی بخش است و نگاه ترنر در مقاله معروف او اسطوره و نماد اشاره کرد که در آن کالبدها چارچوب ها و فرم های زمان، مکان و تاریخ را می شکنند تا فشار تاریخ و روایت ساختاری آن رها شوند.

کلیه حقوق مادی و معنوی سایت برای پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری محفوظ می باشد

www.?????.ir